WEBVTT 1 00:01:14.120 --> 00:01:16.660 ‫دوست ندارن که تزریقشون دیر بشه. 2 00:01:16.830 --> 00:01:18.410 ‫نه، متوجه‌ام. 3 00:01:18.540 --> 00:01:19.950 ‫ولی به خاطر این که من جدید اومدم، 4 00:01:20.080 --> 00:01:22.870 ‫و جای دکتر استیونز اومدم، 5 00:01:22.990 --> 00:01:26.200 ‫باورش برام سخته که این مریض منه. 6 00:01:26.330 --> 00:01:28.080 ‫یعنی، پرونده‌اش انقدر سنگین بود، ‫فکر کردم یه آدم سن بالا باشه. 7 00:01:28.080 --> 00:01:29.910 ‫اون 47 سالشه، 8 00:01:30.040 --> 00:01:31.240 ‫مریض توئه، 9 00:01:31.370 --> 00:01:34.540 ‫و الان به آمپول کلرپرومازین‌اش نیاز داره. 10 00:01:41.290 --> 00:01:43.790 ‫قبل از این که تزریق رو براش انجام بدم، 11 00:01:43.910 --> 00:01:46.580 ‫واقعاً باید یه مروری روی پرونده‌اش بکنم. 12 00:02:45.660 --> 00:02:46.790 ‫کجا رفت، 13 00:02:46.910 --> 00:02:48.200 ‫اون... اون مرد، 14 00:02:48.330 --> 00:02:49.950 ‫که الان داشت باهاش حرف می‌زد؟ 15 00:02:50.830 --> 00:02:52.080 ‫کدوم مرد؟ 16 00:02:56.830 --> 00:02:59.040 ‫من باید یه لحظه با مریضم تنها باشم، 17 00:02:59.620 --> 00:03:00.830 ‫لطفاً. 18 00:03:19.620 --> 00:03:21.290 ‫چه اتفاقی واسه تو افتاده؟ 19 00:04:08.200 --> 00:04:11.450 ‫می‌تونم مزه‌ی اون نوشیدنی‌ها رو ‫از اینجا حس کنم. 20 00:04:11.580 --> 00:04:13.700 ‫دارم یه نوشیدنی ژاپنی جدید رو ‫امتحان می‌کنم. 21 00:04:13.830 --> 00:04:15.120 ‫اوه. 22 00:04:17.990 --> 00:04:20.370 ‫داشتم به این راننده‌ی اوبر راجع به ‫تو می‌گفتم. 23 00:04:20.490 --> 00:04:21.990 ‫- واقعاً؟ ‫- آره. 24 00:04:22.160 --> 00:04:24.830 ‫بعد اون گفت که اگه انقدر دکتر باکلاسیه، 25 00:04:24.950 --> 00:04:27.330 ‫چرا مثل کسی که ترک تحصیل کرده ‫روی قایق زندگی می‌کنه؟ 26 00:04:27.450 --> 00:04:30.330 ‫بهش گفتی که واسه این که بتونم دور دنیا ‫رو سفر کنم، 27 00:04:30.450 --> 00:04:31.990 ‫که دنبال خونه بگردم؟ 28 00:04:33.080 --> 00:04:34.370 ‫خونه‌ی تو منم. 29 00:04:34.490 --> 00:04:35.540 ‫می‌دونم. 30 00:04:35.660 --> 00:04:36.830 ‫سلام. 31 00:04:36.950 --> 00:04:39.490 ‫روز به سرپرستی گرفتنت مبارک ‫دختر قشنگم. 32 00:04:44.450 --> 00:04:46.370 ‫خب، جویی، قراره بخوابی. 33 00:04:46.490 --> 00:04:48.620 ‫وقتی بیدار بشی، حالت کُلی بهتر شده. 34 00:04:51.120 --> 00:04:53.790 ‫مشکلی که دارم، واقعاً چیز بدیه؟ 35 00:04:53.910 --> 00:04:55.790 ‫همه‌ی بزرگ‌ترها کلی ترسیدن. 36 00:04:57.240 --> 00:04:58.830 ‫من یکی از بزرگ‌ترهام، 37 00:04:58.950 --> 00:05:00.370 ‫یه دکتر و جراح تو هم هستم. 38 00:05:00.490 --> 00:05:01.830 ‫من کُلی ترسیدم؟ 39 00:05:01.950 --> 00:05:02.990 ‫مایا ترسیده؟ 40 00:05:03.120 --> 00:05:04.990 ‫من مطمئناً اصلاً نترسیدم. 41 00:05:05.160 --> 00:05:06.620 ‫می‌دونی چرا؟ 42 00:05:06.740 --> 00:05:08.120 ‫دکتر فیلدینگ باعث شده که ‫من به جادو باور پیدا کنم. 43 00:05:08.160 --> 00:05:09.450 ‫انقدر کارش خوبه. 44 00:05:10.830 --> 00:05:12.450 ‫من همیشه دلم بهم راستش رو میگه. 45 00:05:12.580 --> 00:05:14.410 ‫الان هم دلم داره بهم میگه که... 46 00:05:14.540 --> 00:05:15.910 ‫قراره حال تو خوب بشه. 47 00:05:26.330 --> 00:05:27.490 ‫من این جراحی رو انجام میدم. 48 00:05:27.620 --> 00:05:28.830 ‫تو دستیارم هستی. 49 00:05:28.950 --> 00:05:30.740 ‫چی؟ اون مریض منه. 50 00:05:30.870 --> 00:05:32.490 ‫به خاطر همین دستیارم هستی. 51 00:05:32.620 --> 00:05:35.240 ‫هیئت مدیره تصمیم گرفت توی جراحی ‫امروز یه مداخله‌ای داشته باشی. 52 00:05:35.370 --> 00:05:37.160 ‫می‌خوان متخصص اطفال‌شون، 53 00:05:37.290 --> 00:05:39.620 ‫و مشخصاً جراح ارشدشون کار رو انجام بدن. 54 00:05:39.740 --> 00:05:42.660 ‫باشه، به جز این که من نگرانم که ‫اون موقعیت... 55 00:05:42.790 --> 00:05:44.160 ‫باعث بشه خونریزیش بدتر بشه. 56 00:05:44.330 --> 00:05:45.910 ‫به نظرم ناهنجاری وریدی شریانیش ‫بالای بطنشه. 57 00:05:45.950 --> 00:05:47.410 ‫به نظرت؟ 58 00:05:47.540 --> 00:05:49.200 ‫می‌دونم که مطمئن نیستی. 59 00:05:49.330 --> 00:05:50.950 ‫خونریزیش انقدر ناگهانی بود که ‫وقت نداشتیم ازش عکس‌برداری کنیم. 60 00:05:50.950 --> 00:05:52.660 ‫دکتر کک، من اون ناهنجاری... 61 00:05:52.790 --> 00:05:54.620 ‫وریدی شریانی مریض‌تون توی ‫ماه قبل رو یادم میاد، 62 00:05:54.740 --> 00:05:58.450 ‫اونجوری که مریض رو روی تخت تنظیم کردید، ‫روش خیلی متفاوتی رو انتخاب کردید. 63 00:05:58.580 --> 00:05:59.870 ‫هوشمندانه بود. ‫الان واقعاً وقت اینه که... 64 00:05:59.910 --> 00:06:01.080 ‫بحث کنیم دکتر فیلدینگ؟ 65 00:06:01.200 --> 00:06:03.120 ‫من شدیداً حس می‌کنم این راه اشتباهی ‫برای انجام جراحیه. 66 00:06:03.240 --> 00:06:05.160 ‫نگرانم که اگه نچرخونیمش، 67 00:06:05.290 --> 00:06:06.410 ‫ممکنه یه بار دیگه... 68 00:06:06.450 --> 00:06:07.870 ‫لعنتی. یه خونریزی دیگه داره. 69 00:06:07.990 --> 00:06:09.450 ‫- باشه. ‫- همین الان به بغل بخوابونش. 70 00:06:09.580 --> 00:06:12.290 ‫به سمت شما، یک، دو، سه. 71 00:06:12.410 --> 00:06:13.290 ‫خدایا. 72 00:06:13.410 --> 00:06:14.950 ‫بهت گفتم که کک خطرناکه. 73 00:06:15.080 --> 00:06:16.620 ‫- اگه اونجا نمی‌بودی... ‫- هیس! 74 00:06:16.740 --> 00:06:19.330 ‫صدات رو بیار پایین. 75 00:06:19.490 --> 00:06:23.120 ‫من اونجا بودم و حال اون پسره خوب میشه، ‫پس... 76 00:06:23.160 --> 00:06:25.700 ‫اون کُل روز رو داره بزرگسال‌ها رو ‫جراحی می‌کنه، نه بچه‌ها. 77 00:06:25.830 --> 00:06:27.290 ‫پس بهتر بود از تو پیروی کنه، 78 00:06:27.330 --> 00:06:29.370 ‫به جای این که مجبورت کنه دور و برش بچرخی، 79 00:06:29.490 --> 00:06:31.290 ‫و سعی کنی که به غرورش لطمه نخوره. 80 00:06:31.410 --> 00:06:33.790 ‫اگه توی جمع باهاش ناجور رفتار می‌کردم، 81 00:06:33.910 --> 00:06:35.580 ‫خیلی بدتر میشد. 82 00:06:35.700 --> 00:06:37.330 ‫اونوقت این یه پیروزیه؟ 83 00:06:37.450 --> 00:06:39.580 ‫چطور می‌تونی هربار که باهات ‫این کار رو می‌کنه انقدر آروم باشی؟ 84 00:06:39.700 --> 00:06:43.240 ‫چون عصبانی شدن کمکی به مریض‌هام نمی‌کنه. 85 00:06:43.370 --> 00:06:44.830 ‫آره، ولی شاید به تو کمک کنه. 86 00:06:44.950 --> 00:06:46.120 ‫آره، یا باعث بشه اخراج بشم. 87 00:06:46.240 --> 00:06:49.040 ‫امکان نداره. اگه تو بری منم میرم. 88 00:06:49.160 --> 00:06:51.160 ‫گوش کن. کار کک مال من میشه. 89 00:06:51.290 --> 00:06:52.740 ‫وقتی اینطوری بشه و تو جای من کار کنی، 90 00:06:52.870 --> 00:06:54.540 ‫هیچوقت لازم نیست کاری رو که من ‫الان کردم رو بکنی. 91 00:06:54.700 --> 00:06:57.120 ‫می‌تونی حرفی که می‌خوای رو بزنی، 92 00:06:57.240 --> 00:07:00.490 ‫و می‌تونی خودت باشی و دوران جدیدی میشه. 93 00:07:00.620 --> 00:07:02.830 ‫یادت هم باشه، 94 00:07:02.950 --> 00:07:05.580 ‫گر صبر کنی ز غوره حلوا سازی. 95 00:07:05.700 --> 00:07:06.990 ‫وایسا، این اصلاً یعنی چی؟ 96 00:07:08.620 --> 00:07:09.830 ‫نمی‌دونم. 97 00:07:09.950 --> 00:07:12.490 ‫یه پسره توی کافه بهم گفت. 98 00:07:17.370 --> 00:07:19.910 ‫مامان. 99 00:07:20.080 --> 00:07:22.580 ‫سلام. اینجا چیکار می‌کنی؟ 100 00:07:23.830 --> 00:07:26.740 ‫واسه اسکنم طبقه‌ی پایین بودم. 101 00:07:29.040 --> 00:07:30.040 ‫خب؟ 102 00:07:33.790 --> 00:07:35.370 ‫برگشته. 103 00:07:36.990 --> 00:07:38.910 ‫نه. 104 00:07:45.660 --> 00:07:46.830 ‫آره. 105 00:07:49.120 --> 00:07:51.990 ‫به مریض‌مون سر زدم و... 106 00:07:52.120 --> 00:07:53.450 ‫علائم حیاتیش پایدارن، 107 00:07:53.580 --> 00:07:56.240 ‫از همین الان دلش می‌خواد که ‫ماینکرفت بازی کنه. 108 00:07:56.370 --> 00:07:58.410 ‫امیدوارم بهش گفته باشی که بازی ‫کامپیوتری در کار نیست. 109 00:07:59.540 --> 00:08:00.620 ‫فکر خیلی خوبیه. 110 00:08:00.740 --> 00:08:02.200 ‫بهش این رو یادآوری می‌کنم. 111 00:08:03.910 --> 00:08:06.700 ‫به ذهنم اومد که دنیل لملی، 112 00:08:06.830 --> 00:08:08.790 ‫امروز توی راهرو وایساده بود ‫و ما رو نگاه می‌کرد. 113 00:08:08.910 --> 00:08:10.240 ‫درسته. 114 00:08:10.370 --> 00:08:12.990 ‫من پیگیر شرکتش رونیا بودم، 115 00:08:13.120 --> 00:08:15.830 ‫همینطور کار سلول‌های بنیادی که دارن می‌کنن، 116 00:08:15.950 --> 00:08:17.950 ‫آزمایش‌هاشون با مریض‌های سرطانیه. 117 00:08:18.080 --> 00:08:19.790 ‫خوش به حالت. ‫حالا من واقعاً باید... 118 00:08:19.910 --> 00:08:22.370 ‫دکتر کک، من، من... من می‌خوام... 119 00:08:22.490 --> 00:08:24.740 ‫ازتون درخواست یه لطفی رو بکنم. 120 00:08:30.910 --> 00:08:32.950 ‫سرطان مادرم عود کرده، 121 00:08:33.080 --> 00:08:35.580 ‫من هم همین الان اسکنش رو دیدم، ‫اوضاعش خوب نیست. 122 00:08:35.700 --> 00:08:38.160 ‫ولی رونیا دنبال یه دستیار تحقیقاتیه. 123 00:08:38.290 --> 00:08:40.830 ‫کار نیمه وقتیه، به برنامه‌ی اینجام هم ‫لطمه‌ای وارد نمی‌کنه. 124 00:08:40.950 --> 00:08:43.620 ‫واسه همین می‌خواستم برای اون کار ‫درخواست بدم. 125 00:08:43.790 --> 00:08:46.040 ‫یعنی... این... 126 00:08:46.160 --> 00:08:51.080 ‫آزمایش سلول‌های بنیادی الان پر شده، ‫ولی... 127 00:08:51.200 --> 00:08:52.910 ‫شاید اگه اونجا کار کنم، 128 00:08:53.040 --> 00:08:54.830 ‫بتونم مادرم رو وارد این قضیه کنم. 129 00:08:57.950 --> 00:08:59.870 ‫خب شما دنیل لملی رو می‌شناسید. 130 00:08:59.990 --> 00:09:03.790 ‫گفتم شاید بشه از من پیشش ‫تعریف بکنید. 131 00:09:05.410 --> 00:09:07.580 ‫می‌خوای از چه کلماتی استفاده کنم؟ 132 00:09:09.450 --> 00:09:12.910 ‫تلاشگر، 133 00:09:13.080 --> 00:09:15.490 ‫تحسین‌برانگیز، شاید، ‫هرچیزی که فکر می‌کنید. 134 00:09:15.620 --> 00:09:18.290 ‫فکر می‌کنم دنیل لملی یکی از مهم‌ترین ‫خیرین ماست. 135 00:09:20.040 --> 00:09:22.290 ‫مطمئن نیستم بتونم دکتری رو... 136 00:09:22.410 --> 00:09:24.120 ‫که برای دلایل شخصی می‌خواد ‫اون موقعیت رو... 137 00:09:24.160 --> 00:09:25.990 ‫به دست بیاره رو پیشنهاد کنم. 138 00:09:26.120 --> 00:09:28.740 ‫من هیچوقت اجازه نمیدم که شرایط مادرم... 139 00:09:28.870 --> 00:09:29.910 ‫توی مسیر کارم قرار بگیره. 140 00:09:30.040 --> 00:09:31.410 ‫فکر می‌کنم من رو انقدر می‌شناسید که... 141 00:09:31.540 --> 00:09:33.790 ‫بدونید من کاملاً حرفه‌ای عمل می‌کنم. 142 00:09:33.910 --> 00:09:35.910 ‫خب، بذار ازت یه چیزی رو بپرسم. 143 00:09:36.040 --> 00:09:37.450 ‫وقتی اون پسره می‌خواست ماینکرفت بازی کنه، 144 00:09:37.490 --> 00:09:39.950 ‫بهش همون موقع گفتی که بازی کامپیوتری نکنه؟ 145 00:09:41.830 --> 00:09:43.990 ‫شاید... یه اشاره‌ای کرده باشم. 146 00:09:44.120 --> 00:09:46.700 ‫اونوقت همین الان، یه جوری گفتی که ‫انگار بهش نگفتی. 147 00:09:46.830 --> 00:09:49.700 ‫انگار که نظر من بوده. 148 00:09:49.830 --> 00:09:52.200 ‫می‌خوام باهات صادقانه حرف بزنم. 149 00:09:52.330 --> 00:09:55.540 ‫تو واقعاً نمی‌تونی این رو مخفی کنی که... ‫چی اسمش رو بذاریم، 150 00:09:55.660 --> 00:09:58.450 ‫تکبر، خود برتر بینی؟ 151 00:09:58.580 --> 00:10:00.120 ‫سعی‌ات رو می‌کنی. 152 00:10:00.240 --> 00:10:02.540 ‫خیلی خوب نمایش محترمانه رفتار کردن ‫رو اجرا می‌کنی. 153 00:10:02.660 --> 00:10:05.740 ‫ولی ته وجودت، همیشه می‌دونی که ‫داری درست میگی، 154 00:10:05.910 --> 00:10:07.910 ‫مثل امروز توی اتاق عمل. 155 00:10:08.040 --> 00:10:09.660 ‫- داشتم درست می‌گفتم. ‫- شانس آوردی. 156 00:10:09.830 --> 00:10:12.160 ‫تو آماده‌ی اداره‌ی این مسئولیت نیستی. 157 00:10:12.290 --> 00:10:13.700 ‫می‌دونم شنیدنش سخته، 158 00:10:13.830 --> 00:10:15.490 ‫ولی به چندین دلیل دارم این حرف رو می‌زنم. 159 00:10:15.660 --> 00:10:18.120 ‫باید توانایی این رو داشته باشی که ‫همه رو رهبری کنی، 160 00:10:18.240 --> 00:10:21.240 ‫نه فقط جراح‌های خانم و دستیارهات رو. 161 00:10:27.410 --> 00:10:28.740 ‫آخ. 162 00:10:30.950 --> 00:10:31.700 ‫چیه؟ چی شده؟ 163 00:10:31.830 --> 00:10:32.830 ‫اوه! 164 00:10:33.950 --> 00:10:34.950 ‫دکتر کک! 165 00:11:15.120 --> 00:11:18.040 ‫پدر مقدس، من رو به خاطر گناهانی که ‫کردم ببخش. 166 00:11:18.200 --> 00:11:21.580 ‫هوم، من چهاربار قسم دروغ گفتم، 167 00:11:21.700 --> 00:11:24.330 ‫خب، خیلی بیشتر. 168 00:11:24.450 --> 00:11:26.080 ‫به خواهر سارا فحش دادم، 169 00:11:26.200 --> 00:11:28.660 ‫دوباره... وقتی پشتش رو بهم کرد. 170 00:11:28.790 --> 00:11:29.990 ‫اون مرد چطور؟ 171 00:11:31.950 --> 00:11:33.660 ‫دیگه تقریباً اصلاً نمی‌بینمش. 172 00:11:33.830 --> 00:11:35.410 ‫دیردره... 173 00:11:35.540 --> 00:11:37.410 ‫دروغ گفتن هم گناهه. 174 00:11:37.540 --> 00:11:40.040 ‫فکر می‌کنم همیشه حضور داشته، 175 00:11:40.160 --> 00:11:41.870 ‫از وقتی که مادرم مُرده، 176 00:11:41.990 --> 00:11:43.790 ‫این باعث میشه مثل خانواده باشه. 177 00:11:43.910 --> 00:11:45.200 ‫فقط خیلی بهتر، 178 00:11:45.330 --> 00:11:47.160 ‫چون می‌دونی که خاله‌هام چقدر ‫دیوونه‌ان. 179 00:11:48.490 --> 00:11:51.740 ‫واسه همین، من ازش ممنونم. 180 00:11:51.870 --> 00:11:53.040 ‫حتی وقتی کوچیک بودم، 181 00:11:53.160 --> 00:11:55.160 ‫همیشه می‌دونست چه حسی دارم. 182 00:11:56.540 --> 00:11:58.370 ‫واقعاً بهم اهمیت می‌داد. 183 00:11:59.330 --> 00:12:01.080 ‫ولی الان که بزرگ‌تر شدم دیگه ‫نیازی بهش ندارم. 184 00:12:01.080 --> 00:12:03.370 ‫امیدوارم این مسئله درست باشه. 185 00:12:03.490 --> 00:12:05.160 ‫ده‌بار ذکر پدر مقدس، ‫ده‌بار مریم مقدس، 186 00:12:05.290 --> 00:12:07.120 ‫یک بار هم توبه، 187 00:12:07.240 --> 00:12:08.490 ‫البته هیچ‌کدومش رو که انجام نمیدی. 188 00:12:12.490 --> 00:12:13.540 ‫بس کن. 189 00:12:13.660 --> 00:12:15.620 ‫همین الان بس کن. 190 00:12:15.740 --> 00:12:18.740 ‫دخترها، دزدیدن گل از محراب... 191 00:12:18.870 --> 00:12:20.200 ‫گناه بزرگیه. 192 00:12:20.330 --> 00:12:21.580 ‫ما ندزدیدیم‌شون. 193 00:12:21.740 --> 00:12:24.040 ‫همینطوری اومدن توی بغل‌مون. 194 00:12:24.160 --> 00:12:25.910 ‫دخترا، تمومش کنید. 195 00:12:31.200 --> 00:12:34.290 ‫همین الان داشتم راجع بهت ‫با پدر دافی حرف می‌زدم. 196 00:12:35.290 --> 00:12:36.990 ‫یک کلمه از حرفاش رو هم ‫راجع به من باور نکن. 197 00:12:38.540 --> 00:12:39.830 ‫دیردره! 198 00:12:45.240 --> 00:12:47.120 ‫همه‌شون توی موهاتن. 199 00:12:47.240 --> 00:12:49.040 ‫دیردره! 200 00:13:03.660 --> 00:13:05.740 ‫اون گوش نمی‌کنه. گوش نمی‌کنه. 201 00:13:05.870 --> 00:13:07.200 ‫تو هیچوقت گوش نمی‌کنی. 202 00:13:07.330 --> 00:13:09.990 ‫چندبار بهت گفتم که... 203 00:13:10.120 --> 00:13:12.490 ‫تشویقش نکنی؟ 204 00:13:12.620 --> 00:13:16.580 ‫هزاران بار، اونوقت باز هم به حرف من ‫گوش نمی‌کنی. 205 00:13:16.700 --> 00:13:18.620 ‫من ازش نخواستم بیاد. 206 00:13:18.740 --> 00:13:22.700 ‫چرا نمی‌تونی ببینی که دارم ‫سعی می‌کنم ازت محافظت کنم؟ 207 00:13:24.290 --> 00:13:26.540 ‫فقط برو توی اتاقت، 208 00:13:26.660 --> 00:13:29.040 ‫و به کاری که کردی فکر کن. 209 00:13:40.120 --> 00:13:42.200 ‫یه روز می‌ریم اونجا، 210 00:13:42.330 --> 00:13:43.790 ‫از وقتی ده سالم بوده داری ‫این حرف رو می‌زنی، 211 00:13:43.830 --> 00:13:45.120 ‫ولی هنوز هم اینجام. 212 00:13:45.240 --> 00:13:47.450 ‫هوم. 213 00:13:47.580 --> 00:13:48.830 ‫اون به خاطر من نمی‌ذاره بری بیرون، 214 00:13:48.950 --> 00:13:50.450 ‫حالا هم عصبانی‌ای. 215 00:13:50.620 --> 00:13:51.830 ‫مثل بچه‌ها باهام رفتار می‌کنه، 216 00:13:51.950 --> 00:13:53.910 ‫این تعجبی نداره، ولی تو هم همینطوری. 217 00:13:54.040 --> 00:13:55.580 ‫به خاطر این که بچه‌ای. 218 00:13:55.700 --> 00:13:57.160 ‫نه، نیستم. 219 00:13:57.290 --> 00:13:59.740 ‫مثل بچه‌ها داری رفتار می‌کنی. 220 00:13:59.870 --> 00:14:01.790 ‫توی اتاقت اخم کردی، 221 00:14:01.910 --> 00:14:03.910 ‫داری بدخلقی می‌کنی. 222 00:14:04.040 --> 00:14:06.790 ‫چون دیگه نمی‌خوام توی این بازی‌هات ‫بازی کنم. 223 00:14:06.910 --> 00:14:10.580 ‫می‌دونی من چه حسی به تو دارم... 224 00:14:10.700 --> 00:14:12.370 ‫این رو هم می‌دونی که ازت چی می‌خوام. 225 00:14:14.290 --> 00:14:16.370 ‫هردومون می‌دونیم که غیرممکنه. 226 00:14:21.370 --> 00:14:24.120 ‫وقتی مادرت هم سن تو بود، 227 00:14:24.240 --> 00:14:27.040 ‫توی همچین شبی، 228 00:14:27.160 --> 00:14:28.490 ‫لباسی رو که ته کمدش... 229 00:14:28.490 --> 00:14:31.080 ‫مخفی کرده بود رو آورد بیرون. 230 00:14:31.200 --> 00:14:34.200 ‫رفت بیرون که بره یه مهمونی. 231 00:14:38.870 --> 00:14:40.950 ‫توی خونه‌ی عمو کورتلندت همیشه ‫یه مهمونی هست. 232 00:14:44.950 --> 00:14:46.200 ‫ولی این اصلاً با عقل جور درنمیاد. 233 00:14:46.370 --> 00:14:47.740 ‫می‌دونم با عقل جور درنمیاد، 234 00:14:47.870 --> 00:14:50.120 ‫ولی یه دفعه، 235 00:14:50.290 --> 00:14:54.330 ‫داشتم مغز کک رو تصور می‌کردم، 236 00:14:54.450 --> 00:14:58.740 ‫یعنی، سرخ‌رگش رو، 237 00:14:58.870 --> 00:15:00.040 ‫که داره خون پمپاژ می‌کنه. 238 00:15:00.160 --> 00:15:02.490 ‫بعد... بعدش اون افتاد. 239 00:15:05.740 --> 00:15:09.910 ‫متاسفم که دکتر کک توی بیمارستانه، 240 00:15:10.040 --> 00:15:12.450 ‫ولی نمی‌فهمم این چه ربطی به تو داره. 241 00:15:12.580 --> 00:15:14.450 ‫به خاطر این که به حرفم گوش نمی‌کنی. 242 00:15:14.580 --> 00:15:17.910 ‫چی رو، بخش علمی تخیلی داستان رو؟ 243 00:15:18.040 --> 00:15:20.290 ‫تو داخل مغز اون رو ندیدی، 244 00:15:20.410 --> 00:15:23.330 ‫یا این که از سرت به سر اون اشعه بزنی. 245 00:15:23.490 --> 00:15:24.830 ‫من نگفتم اشعه. 246 00:15:24.950 --> 00:15:27.290 ‫مامان، لطفاً، گوش کن، مامان. 247 00:15:29.910 --> 00:15:32.450 ‫لوسی استون رو از کلاس دوم یادته؟ 248 00:15:32.580 --> 00:15:34.990 ‫گفتن که سکته کرده. 249 00:15:35.120 --> 00:15:39.580 ‫ولی من یادمه که داخل سرش رو دیدم، 250 00:15:39.700 --> 00:15:41.410 ‫بعدش از حال رفت. 251 00:15:43.160 --> 00:15:45.490 ‫داری جدی میگی؟ 252 00:15:45.620 --> 00:15:49.120 ‫اگه پرونده‌ی پزشکیش رو بخونم ‫و نوشته باشه که سرخرگ... 253 00:15:49.240 --> 00:15:51.660 ‫کاروتید درونیش رو پاره کرد، 254 00:15:51.830 --> 00:15:53.830 ‫که فکر می‌کنم این رو دیدم وقتی که... 255 00:15:53.950 --> 00:15:55.990 ‫دیدم، ولی... 256 00:15:56.120 --> 00:15:57.910 ‫شاید ندیده باشم. 257 00:15:58.040 --> 00:16:02.080 ‫شاید فقط یه اتفاق نورولوژیکال بوده باشه، 258 00:16:02.200 --> 00:16:05.160 ‫یا یه جور شرایط ژنتیکی باشه. 259 00:16:06.290 --> 00:16:08.830 ‫ولی بعد، باید ژنتیکم رو بشناسم که ‫این رو تشخیص بدم. 260 00:16:08.950 --> 00:16:10.490 ‫- من هم ژنتیک خودم رو نمی‌شناسم. ‫- بیخیال. 261 00:16:10.540 --> 00:16:11.740 ‫- می‌شناسم؟ ‫- خواهش می‌کنم، این نه. 262 00:16:11.870 --> 00:16:13.040 ‫ولی اگه می‌دونستم پدر و مادرم کین، 263 00:16:13.040 --> 00:16:14.160 ‫اونوقت می‌فهمیدم که از کجا اومدم، 264 00:16:14.160 --> 00:16:16.040 ‫و می‌فهمیدم که کی‌ام. 265 00:16:16.160 --> 00:16:18.700 ‫اونوقت شاید می‌فهمیدم که ‫چه اتفاقی افتاده. 266 00:16:18.830 --> 00:16:22.330 ‫می‌دونی که من چقدر سخت تلاش کردم، 267 00:16:22.450 --> 00:16:25.540 ‫که پدر و مادر واقعیت رو پیدا کنم. 268 00:16:25.660 --> 00:16:29.620 ‫ولی کاری نمی‌تونیم توی اهدای سرپرستی ‫ناشناس انجام بدیم. 269 00:16:29.740 --> 00:16:33.200 ‫اون آژانس گزارش‌ها رو باز نمی‌کنه. 270 00:16:33.330 --> 00:16:35.410 ‫متاسفم. 271 00:16:35.540 --> 00:16:36.620 ‫من اینجام که تو رو آروم کنم. 272 00:16:36.740 --> 00:16:39.290 ‫ها. 273 00:16:39.410 --> 00:16:41.490 ‫داری کارت رو عالی انجام میدی. 274 00:16:44.120 --> 00:16:46.290 ‫می‌دونی الان چی دلم می‌خواد؟ 275 00:16:46.410 --> 00:16:47.410 ‫هوم. 276 00:16:47.450 --> 00:16:49.450 ‫یه میلک شیک توت فرنگی. 277 00:16:49.620 --> 00:16:51.580 ‫از بیرون‌بری که توی جفرسون هست. 278 00:16:51.700 --> 00:16:53.370 ‫یه ذره پول هم توی کیفم هست. 279 00:16:55.120 --> 00:16:56.160 ‫من یه شغلی دارم مامان. 280 00:16:56.290 --> 00:16:57.700 ‫می‌تونم برات میلک شیک بگیرم. 281 00:16:59.700 --> 00:17:01.790 ‫میشه به هر حال کیفم رو بدی بهم؟ 282 00:17:01.910 --> 00:17:03.200 ‫آره. 283 00:17:06.620 --> 00:17:08.330 ‫ممنونم. 284 00:17:08.450 --> 00:17:10.950 ‫ممنون که امروز پیشم بودی. 285 00:17:11.910 --> 00:17:14.120 ‫برمی‌گردم. 286 00:17:33.160 --> 00:17:34.580 ‫دفتر نیو اورلینز بفرمایید. 287 00:17:36.240 --> 00:17:37.830 ‫من باید با اون شخصی که... 288 00:17:37.950 --> 00:17:40.580 ‫اسمش توی پرونده‌ی دخترم هست صحبت کنم. 289 00:17:40.700 --> 00:17:42.990 ‫عذر می‌خوام. اسمش رو بلد نیستم. 290 00:17:43.120 --> 00:17:44.160 ‫شما؟ 291 00:17:44.330 --> 00:17:45.580 ‫الینا فیلدینگ. 292 00:17:45.700 --> 00:17:46.910 ‫دخترم روانه. 293 00:17:47.030 --> 00:17:49.330 ‫فیلدینگ، باشه. 294 00:17:49.450 --> 00:17:51.700 ‫بذار ببینم اسم کدوم نماینده... 295 00:17:51.830 --> 00:17:53.200 ‫توی پرونده‌تون ثبت شده. 296 00:17:53.330 --> 00:17:55.160 ‫یه لحظه صبر کن. 297 00:18:19.530 --> 00:18:20.870 ‫یه نماینده‌ای هست، 298 00:18:20.990 --> 00:18:22.120 ‫ولی اون آقا الان اینجا نیست. 299 00:18:22.160 --> 00:18:24.410 ‫می‌تونم پیام‌تون رو بهش برسونم. 300 00:18:24.530 --> 00:18:28.450 ‫لطفاً بهش بگید که دختر من... 301 00:18:28.580 --> 00:18:31.660 ‫فکر می‌کنه با ذهنش به یه نفر صدمه زده. 302 00:18:31.780 --> 00:18:33.830 ‫به یه نفر با ذهنش صدمه زده؟ 303 00:18:33.950 --> 00:18:35.530 ‫فکر می‌کنم ممکنه زده باشه. 304 00:18:35.660 --> 00:18:38.280 ‫واسه همین چیزی که از این ‫نماینده می‌خوام، 305 00:18:38.410 --> 00:18:42.240 ‫اینه که بره ببینه چیزی فرق کرده... 306 00:18:42.370 --> 00:18:43.830 ‫منظورم توی نیو اورلینزه. 307 00:18:43.990 --> 00:18:47.410 ‫اگه چیزی تغییر کرده باشه ‫من باید بدونم. 308 00:18:56.990 --> 00:18:58.030 ‫سلام. 309 00:18:59.910 --> 00:19:01.410 ‫آب میوه؟ نوشیدنی؟ 310 00:19:01.580 --> 00:19:02.910 ‫هردوش. 311 00:19:03.030 --> 00:19:04.910 ‫روز بدی داشتی؟ 312 00:19:05.030 --> 00:19:06.450 ‫توصیفش سخته. 313 00:19:06.580 --> 00:19:08.660 ‫کی شیفتت تموم میشه؟ 314 00:19:08.780 --> 00:19:09.950 ‫ببخشید رو، امشب نمی‌تونم. 315 00:19:10.080 --> 00:19:11.990 ‫یه ملاقات دارم. 316 00:19:12.120 --> 00:19:13.410 ‫آره، با من. 317 00:19:14.910 --> 00:19:16.330 ‫نه. 318 00:19:16.450 --> 00:19:18.490 ‫با یه نفر که قبل از صبحونه ‫نمی‌اندازتم بیرون. 319 00:19:19.830 --> 00:19:21.530 ‫من آدم صبحونه خوری نیستم. 320 00:19:48.780 --> 00:19:50.990 ‫- سلام. ‫- سلام. 321 00:19:51.120 --> 00:19:52.120 ‫واسه تو، مهمون من. 322 00:19:52.200 --> 00:19:53.660 ‫غریبه‌ها مهربون شدن. 323 00:19:53.830 --> 00:19:55.620 ‫می‌تونم چیزی برات بیارم؟ 324 00:19:55.780 --> 00:19:57.160 ‫آره، می‌تونیم از اینجا بریم. 325 00:19:59.080 --> 00:20:00.280 ‫باشه. 326 00:20:00.410 --> 00:20:03.200 ‫چطوره که اول اسمت رو بدونم؟ 327 00:20:03.280 --> 00:20:05.410 ‫خدایا. 328 00:20:07.870 --> 00:20:09.780 ‫نه، نه، نه. . ‫هنوز نه. 329 00:20:11.580 --> 00:20:14.160 ‫نمی‌خوایم عجله کنیم توماس. 330 00:20:18.700 --> 00:20:20.330 ‫هوم. 331 00:20:20.450 --> 00:20:21.450 ‫اوه! 332 00:20:21.490 --> 00:20:23.330 ‫اون زیبا رو... همینطوری دستت نگیر. 333 00:20:23.450 --> 00:20:25.280 ‫زود باش. 334 00:20:25.410 --> 00:20:27.120 ‫آقای کورتلند. 335 00:20:27.240 --> 00:20:30.580 ‫خیلی زیباست. 336 00:20:30.700 --> 00:20:32.240 ‫آقای کورتلند. 337 00:20:32.410 --> 00:20:34.030 ‫اون آقایون جوون رسیدن. 338 00:20:34.160 --> 00:20:36.490 ‫خوبه. 339 00:20:43.990 --> 00:20:46.160 ‫- آفرین. ‫- ممنونم. 340 00:20:55.200 --> 00:20:58.740 ‫خب، حالا، فکر می‌کنم یه برنده داریم. 341 00:20:58.910 --> 00:21:01.780 ‫مرد جوون... 342 00:21:01.910 --> 00:21:04.280 ‫من یه کاری برات دارم. 343 00:21:04.410 --> 00:21:08.370 ‫درست شبیه مادرت شدی. 344 00:21:08.490 --> 00:21:09.660 ‫کُلی بزرگ شدی. 345 00:21:09.780 --> 00:21:12.490 ‫ممنونم. 346 00:21:12.660 --> 00:21:14.530 ‫اوه اوه اوه اوه اوه. 347 00:21:14.660 --> 00:21:17.160 ‫واسه تو نیست عزیزم. 348 00:21:17.280 --> 00:21:18.990 ‫عمو کورتلند. 349 00:21:19.120 --> 00:21:20.200 ‫با ماشین اومدم کنار خونه‌ات و فکر کردم... 350 00:21:20.370 --> 00:21:22.490 ‫بهتره وایسم و یه سنگ بزنم به شیشه‌ی ‫پنجره‌ات، 351 00:21:22.620 --> 00:21:23.740 ‫سعی کنم از اونجا بیارمت بیرون. 352 00:21:23.870 --> 00:21:25.780 ‫ای کاش این کار رو کرده بودی. 353 00:21:25.910 --> 00:21:28.490 ‫خب، مطمئنم باعث میشد که مشکلات بیشتری... 354 00:21:28.620 --> 00:21:31.370 ‫بین تو و خواهرهام ایجاد بشه. 355 00:21:32.950 --> 00:21:36.200 ‫این به افتخار توئه، 356 00:21:36.330 --> 00:21:38.160 ‫بالاخره اینجایی، 357 00:21:39.660 --> 00:21:44.280 ‫هوم، خیلی خوشحالم که این ‫رو پوشیدی. 358 00:21:44.410 --> 00:21:47.830 ‫می‌دونی، این مال مادرت بود. 359 00:21:47.950 --> 00:21:51.410 ‫خاله‌ها هیچوقت راجع به مادرم ‫باهام حرف نمی‌زنن. 360 00:21:52.830 --> 00:21:55.370 ‫خب، آدم‌های بدجنسی‌ان. 361 00:21:55.530 --> 00:21:58.280 ‫بدترین حالت بدجنس‌ان. 362 00:21:58.450 --> 00:22:00.030 ‫خب، من این رو یادمه. 363 00:22:00.160 --> 00:22:03.620 ‫مادرت پر از سرزندگی و... شیطنت بود. 364 00:22:04.870 --> 00:22:06.410 ‫وقتی می‌خندید، انگار... 365 00:22:06.530 --> 00:22:08.910 ‫توی آسمون دارن آتیش‌بازی می‌کنن. 366 00:22:09.030 --> 00:22:11.580 ‫بامزه هم بود، 367 00:22:11.700 --> 00:22:14.580 ‫همینطور خیلی زیبا. 368 00:22:14.700 --> 00:22:18.740 ‫مشخصاً، تقاص روحیه‌ی بالاش رو ‫داده بود. 369 00:22:20.660 --> 00:22:23.450 ‫من باور نمی‌کنم که از بالکن ‫پریده باشه پایین. 370 00:22:26.280 --> 00:22:27.740 ‫شاید درست بگی. 371 00:22:27.870 --> 00:22:30.490 ‫و ازت می‌خوام که بهم قول بدی، 372 00:22:30.660 --> 00:22:32.030 ‫که مراقبی. 373 00:22:33.410 --> 00:22:35.700 ‫سلام. 374 00:22:35.830 --> 00:22:37.620 ‫من پاتریک هستم. 375 00:22:37.740 --> 00:22:39.120 ‫دوستم از اون یکی اتاق، 376 00:22:39.240 --> 00:22:40.620 ‫گفت عمراً بتونم ازت بخوام که همراهی کنی 377 00:22:43.030 --> 00:22:44.950 ‫حتماً، برو. خوش بگذرون. 378 00:22:45.080 --> 00:22:46.530 ‫واسه همین اومدیم اینجا، مگه نه؟ 379 00:22:46.660 --> 00:22:48.030 ‫برو. 380 00:23:06.240 --> 00:23:08.830 ‫خانم میفر، خاله‌تون اینجاست. 381 00:23:08.950 --> 00:23:10.040 ‫اصرار دارن که بلافاصله بیای ‫طبقه‌ی پایین. 382 00:24:07.200 --> 00:24:10.660 ‫[شماره ناشناس] 383 00:24:15.700 --> 00:24:16.580 ‫سلام. 384 00:24:16.700 --> 00:24:18.660 ‫سیپرین گریو هستم. 385 00:24:18.830 --> 00:24:20.700 ‫نماینده‌ای که مسئول زندگی دخترتونه. 386 00:24:22.120 --> 00:24:23.370 ‫اوه. 387 00:24:23.490 --> 00:24:26.080 ‫خیلی ممنونم که باهام تماس گرفتید. 388 00:24:26.200 --> 00:24:28.700 ‫من... الان در خونه‌ام، 389 00:24:28.830 --> 00:24:30.240 ‫خونه‌ای که توی خیابون اول نیو اورلینزه؟ 390 00:24:30.240 --> 00:24:32.160 ‫متوجه‌ام. 391 00:24:32.280 --> 00:24:33.870 ‫اوه... 392 00:24:33.990 --> 00:24:37.410 ‫فکر کنم فقط می‌خواستم بدونم که... 393 00:24:37.530 --> 00:24:39.740 ‫چیزی... 394 00:24:40.080 --> 00:24:42.830 ‫مشکلی داره، یا فرق کرده. 395 00:24:44.280 --> 00:24:46.660 ‫خب، اگه داری می‌پرسی ‫اون مرد اینجا هست یا نه، 396 00:24:46.780 --> 00:24:49.030 ‫نمی‌بینمش، ولی... 397 00:24:49.160 --> 00:24:51.240 ‫می‌تونم حسش کنم. 398 00:24:51.370 --> 00:24:52.910 ‫خیلی نزدیکه. 399 00:24:54.950 --> 00:24:58.120 ‫پس این... ‫این خبر خوبیه. 400 00:24:58.240 --> 00:24:59.910 ‫اون اینجاست. ‫دخترت هم اونجاست. 401 00:25:00.030 --> 00:25:00.830 ‫3،200 کیلومتر بین‌شون فاصله هست. 402 00:25:00.950 --> 00:25:02.830 ‫پس... 403 00:25:02.950 --> 00:25:04.830 ‫می‌تونی یه نفس راحت بکِشی، درسته؟ 404 00:25:04.950 --> 00:25:06.910 ‫فعلا، 405 00:25:07.030 --> 00:25:09.780 ‫ولی زمانِ من داره تموم میشه. 406 00:25:09.910 --> 00:25:11.530 ‫باید بدونم 407 00:25:11.660 --> 00:25:15.620 ‫دفعه‌ی بعدی که بهم زنگ ‫می‌زنی و کسی جواب نمیده 408 00:25:15.740 --> 00:25:17.740 ‫چه اتفاقی می‌خواد بیفته. 409 00:25:17.870 --> 00:25:22.620 ‫باید بدونم کی می‌خواد ‫دخترم رو در امان نگه داره، 410 00:25:22.740 --> 00:25:24.030 ‫آقای گریو. 411 00:25:25.490 --> 00:25:26.620 ‫من. 412 00:25:31.910 --> 00:25:35.080 ‫من کسی‌ام که دخترت رو ‫در امان نگه می‌داره. 413 00:25:35.200 --> 00:25:37.740 ‫بیاید یه نفس عمیق بکِشیم. 414 00:25:37.870 --> 00:25:40.450 ‫هوا رو توی ریه‌مون حس کنیم. 415 00:25:40.580 --> 00:25:42.990 ‫برای یه لحظه موهبت بزرگِ 416 00:25:43.120 --> 00:25:44.700 ‫زندگی رو تجلیل کنیم، هان؟ 417 00:25:44.830 --> 00:25:46.200 ‫بجنبید. 418 00:25:48.200 --> 00:25:51.910 ‫حس خوبی داشت، مگه نه؟ 419 00:25:53.780 --> 00:25:57.740 ‫دلم می‌خواد تا... نمی‌دونم، 420 00:25:57.870 --> 00:25:59.660 ‫بیست، سی... 421 00:25:59.780 --> 00:26:01.580 ‫هزار سال دیگه این‌کارو ادامه بدم. 422 00:26:04.370 --> 00:26:08.030 ‫من دنیل لملی، ‫مدیرعامل مرکز تحقیقات رونیا هستم. 423 00:26:08.160 --> 00:26:10.160 ‫و ما اینجا توی رونیا 424 00:26:10.280 --> 00:26:12.530 ‫معتقد هستیم که مرگ ‫رمزگذاری‌شده هستش. 425 00:26:13.950 --> 00:26:15.660 ‫و اگه رمزی درکار باشه، 426 00:26:15.830 --> 00:26:16.870 ‫می‌تونیم رمزش رو پیدا کنیم. 427 00:26:16.990 --> 00:26:18.910 ‫و اگه بتونیم پیداش کنیم، 428 00:26:19.030 --> 00:26:20.030 ‫می‌تونیم هک‌ش کنیم. 429 00:26:22.080 --> 00:26:25.160 ‫قبل از اینکه برم، 430 00:26:25.280 --> 00:26:27.780 ‫یه لحظه وقت بذارید و ‫به همدیگه نگاه کنید. 431 00:26:28.950 --> 00:26:31.240 ‫می‌دونید، شما... 432 00:26:31.410 --> 00:26:35.490 ‫اولین نسل انسان‌هایی هستید 433 00:26:35.620 --> 00:26:37.700 ‫که می‌تونن تا ابد زندگی کنن. 434 00:26:44.120 --> 00:26:45.780 ‫از سخنرانی‌م خوشت اومد؟ 435 00:26:45.910 --> 00:26:47.280 ‫سلام. آره، خوشم اومد. 436 00:26:47.410 --> 00:26:49.410 ‫فقط... متوجه نشده ‫بودم که شغلی که 437 00:26:49.530 --> 00:26:52.410 ‫براش درخواست دادم ‫بخشی از تحقیقات عمر طولانیه. 438 00:26:52.530 --> 00:26:54.700 ‫اوه، البته می‌تونستی ‫هم‌پوشانی‌شو ببینی. 439 00:26:54.870 --> 00:26:56.740 ‫منظورم اینه، اگه اختلال‌های بافت ‫سلولی در انسان‌ها رو درمان کنی 440 00:26:56.910 --> 00:27:00.410 ‫اون‌وقت تقریبا تمام دلایلی که ما ‫درباره‌اش تحقیق می‌کنیم رو حذف کردی. 441 00:27:00.530 --> 00:27:02.530 ‫ولی من در عجب بودم، 442 00:27:02.700 --> 00:27:04.240 ‫چرا یه جراح مغز و اعصاب کاربلد 443 00:27:04.370 --> 00:27:06.200 ‫که ریزبینی و ترتیب‌دهی ژن خونده 444 00:27:06.330 --> 00:27:09.830 ‫کارش به جایی رسیده که ‫اینجا دنبال یه شغل تحقیقاتیه؟ 445 00:27:09.950 --> 00:27:12.450 ‫بعدش قضیه‌ی ‫مادرت رو فهمیدم. 446 00:27:12.580 --> 00:27:15.580 ‫من برای تمام استخدامی‌های ‫مهم یه سری تماس می‌گیرم. 447 00:27:15.700 --> 00:27:17.200 ‫اشکال نداره. 448 00:27:17.370 --> 00:27:18.200 ‫البته که می‌خوای مادرت توی ‫یکی از آزمایش‌های ما باشه. 449 00:27:18.370 --> 00:27:19.450 ‫متوجه‌ام. 450 00:27:19.580 --> 00:27:21.660 ‫وقتی من اولش توی رونیا اومدم، 451 00:27:21.780 --> 00:27:24.660 ‫زنم رو گذاشتم توی هیئت‌مدیره، ‫و جهنمی به‌پا شد که بیا و ببین، 452 00:27:24.780 --> 00:27:27.330 ‫بقیه اعضای هیئت‌مدیره داد می‌زدن ‫که داری پارتی‌بازی می‌‌کنی. 453 00:27:27.450 --> 00:27:28.910 ‫اون صلاحیت نداره، ‫و ارزشی اضافه نمی‌کنه... 454 00:27:28.910 --> 00:27:30.450 ‫و غیره و غیره. 455 00:27:30.580 --> 00:27:32.620 ‫من در جواب چی بهشون گفتم؟ 456 00:27:32.740 --> 00:27:34.580 ‫گمشید. 457 00:27:37.620 --> 00:27:40.740 ‫خب، من واقعا می‌خوام ‫مادرم توی آزمایش باشه. 458 00:27:40.910 --> 00:27:42.830 ‫فکر می‌کنم اون یه ‫کاندیدای مناسبه، 459 00:27:42.950 --> 00:27:44.700 ‫و... و فکر نمی‌کنم ‫هیچ مشکلی داشته باشه 460 00:27:44.740 --> 00:27:47.450 ‫که آدم برای خواستنِ یه شغلی ‫یه انگیزه‌ی شخصی داشته باشه. 461 00:27:47.580 --> 00:27:50.120 ‫و فکر می‌کنم این اتفاقا ‫باعث میشه بیشتر تلاش بکنم. 462 00:27:50.240 --> 00:27:53.530 ‫منظور منم دقیقا همین بود، 463 00:27:53.660 --> 00:27:55.830 ‫و به این معناست که ‫حدسم درباره‌ات درست بود. 464 00:27:55.950 --> 00:27:58.280 ‫حالا، بریم پایین، 465 00:27:58.450 --> 00:28:00.200 ‫می‌تونم بهت نشون ‫بدم قراره کجا کار کنی. 466 00:28:01.740 --> 00:28:03.910 ‫وایسا ببینم. ‫یعنی برای شغل قبول شدم؟ 467 00:28:04.030 --> 00:28:05.410 ‫بجنب. 468 00:28:07.490 --> 00:28:09.580 ‫ساعات کاری طولانی هستن، ‫و باید همین الان بدونم که 469 00:28:09.700 --> 00:28:11.240 ‫از نظر شوهرت، نامزدت، بچه‌هات 470 00:28:11.370 --> 00:28:13.160 ‫مشکلی داره یا نه. 471 00:28:13.280 --> 00:28:14.280 ‫هیچ‌کدوم رو ندارم. 472 00:28:14.370 --> 00:28:15.660 ‫خیلی‌خب. اینو داشته باش. 473 00:28:15.780 --> 00:28:17.370 ‫یکی از آثار رودن‌ـه. 474 00:28:17.490 --> 00:28:19.450 ‫توی یه مزایده‌ی خصوصی ‫معامله‌ی محشری گیرم اومد. 475 00:28:22.200 --> 00:28:23.240 ‫تو از هنر مدرن خوشت میاد؟ 476 00:28:25.330 --> 00:28:27.530 ‫می‌دونی، امشب ‫جودی شیکاگو توی «دی یانگ» 477 00:28:27.530 --> 00:28:29.330 ‫یه اجرا داره. 478 00:28:29.450 --> 00:28:32.240 ‫زنم سرش شلوغه، ‫و منم یه بلیت اضافه دارم. 479 00:28:33.410 --> 00:28:37.280 ‫امشب نمی‌تونم، ولی... 480 00:28:37.410 --> 00:28:40.280 ‫با منابع انسانی صحبت می‌کنم ‫تا کارهای اداری‌م رو شروع کنم. 481 00:28:40.450 --> 00:28:42.240 ‫و تمام مدارک و سوابق ‫مادرم هم همراهم هستن. 482 00:28:42.410 --> 00:28:44.950 ‫نکته‌ی سخت آزمایش اینه که 483 00:28:45.080 --> 00:28:47.530 ‫مشخصاً ظرفیت محدودی داریم. 484 00:28:47.660 --> 00:28:49.950 ‫برای آوردن مامانت باید ‫یه سری چیزها رو عوض کنم، 485 00:28:50.080 --> 00:28:52.490 ‫که با خوشحالی این‌کارو می‌کنم. 486 00:28:56.620 --> 00:28:58.450 ‫من به این معروفم که سختگیرم. 487 00:28:58.580 --> 00:29:00.700 ‫اگه اینجا کار می‌کنی، ‫باید با پسرها دم‌خور بشی... 488 00:29:00.830 --> 00:29:02.580 ‫و دخترها. 489 00:29:02.700 --> 00:29:05.280 ‫باید مثل یه قاتل فکر کنی، باشه؟ 490 00:29:05.410 --> 00:29:08.530 ‫البته که منظورت استعاری‌ـه. 491 00:29:08.660 --> 00:29:10.160 ‫من یه عالمه دکتر ‫می‌شناسم که قاتل هستن 492 00:29:10.200 --> 00:29:12.240 ‫و نه فقط به‌صورت استعاری. 493 00:29:13.620 --> 00:29:16.370 ‫خب... 494 00:29:16.530 --> 00:29:18.330 ‫یه اسم انتخاب کن. 495 00:29:18.490 --> 00:29:20.160 ‫بیا مامانت رو ببریم توی لیست. 496 00:29:20.280 --> 00:29:22.530 ‫- یه اسم انتخاب کنم؟ ‫- 30 تا تخت هست. 497 00:29:22.660 --> 00:29:24.620 ‫از قبل 30 تا بیمار داریم. 498 00:29:24.740 --> 00:29:27.490 ‫برام فرقی نداره که مامانت ‫جایگزین کدوم بیمار میشه. 499 00:29:30.330 --> 00:29:32.200 ‫مطمئنم می‌تونی مامانم رو ‫همینطوری به لیست اضافه کنی 500 00:29:32.330 --> 00:29:34.620 ‫و بکنیش 31 اسم. 501 00:29:34.740 --> 00:29:36.200 ‫مطمئنم تاحالا گذرت به ‫سازمان غذا و دارو نخورده. 502 00:29:36.240 --> 00:29:38.200 ‫در مورد اینجور مسائل ‫خیلی سختگیر هستن. 503 00:29:38.320 --> 00:29:41.070 ‫عددش از 30 تا بیشتر نمیشه، پس... 504 00:29:41.200 --> 00:29:43.030 ‫بجنب، یه اسم انتخاب کن. 505 00:29:47.030 --> 00:29:49.160 ‫خواهش می‌کنم این‌کارو نکن. 506 00:29:49.280 --> 00:29:50.280 ‫این زندگی مادرمه، 507 00:29:50.410 --> 00:29:51.870 ‫و اون... اون تنها چیزیه که من دارم. 508 00:29:51.990 --> 00:29:53.620 ‫- ولی نمی‌تونم همینطوری یه اسم انتخاب کنم. ‫- دکتر فیلدینگ. 509 00:29:53.620 --> 00:29:55.870 ‫اونا فقط یه سری اسم هستن ‫که توی لیست آزمایش هستن. 510 00:29:55.990 --> 00:29:57.410 ‫یکی‌شون رو خط بزن. 511 00:29:57.530 --> 00:29:59.200 ‫درگیر جزئیات غیرمهم نشو، باشه؟ 512 00:29:59.320 --> 00:30:00.700 ‫منظورت بیمارهاست. 513 00:30:00.820 --> 00:30:02.160 ‫ببین. 514 00:30:04.240 --> 00:30:05.740 ‫تو یه کاری برای انجام‌دادن داری. 515 00:30:05.870 --> 00:30:08.240 ‫منم یه شرکت برای اداره‌کردن دارم. 516 00:30:08.410 --> 00:30:09.530 ‫یه اسم انتخاب کن. 517 00:30:14.120 --> 00:30:17.320 ‫اگه مادرم منو ببینه ‫یه اسم انتخاب می‌کنم، 518 00:30:17.450 --> 00:30:19.240 ‫همون‌موقع درجا می‌افته می‌میره، 519 00:30:19.370 --> 00:30:20.910 ‫خیلی قبل‌تر از اون‌که سرطان بکُشتش. 520 00:30:23.570 --> 00:30:26.410 ‫نمی‌تونم یه اسم انتخاب کنم. 521 00:30:26.530 --> 00:30:28.530 ‫نگو که حدسم درباره‌ات اشتباه بود. 522 00:30:30.660 --> 00:30:32.410 ‫خیلی بدم میاد اشتباه بکنم. 523 00:30:32.530 --> 00:30:35.120 ‫چون‌که آدمی مثل تو ‫هیچ‌وقت اشتباه نمی‌کنه، مگه نه؟ 524 00:30:35.240 --> 00:30:36.820 ‫هر چی نباشه، تو خیلی قدرتمندی، 525 00:30:36.950 --> 00:30:38.070 ‫تو خیلی خاصی. 526 00:30:38.200 --> 00:30:40.070 ‫خیلی‌خب. 527 00:30:40.200 --> 00:30:42.620 ‫شاید... 528 00:30:42.740 --> 00:30:44.820 ‫آره، شاید کاری که ما اینجا ‫می‌کنیم رو متوجه نمیشی. 529 00:30:44.950 --> 00:30:46.660 ‫من می‌دونم اینجا چیکار می‌کنم. 530 00:30:46.780 --> 00:30:49.820 ‫تظاهر می‌کنم که از نظرم ‫آدم جالبی هستی، 531 00:30:49.950 --> 00:30:52.450 ‫تظاهر می‌کنم که فکر می‌کنم ‫تو باهوش‌تر از من هستی، 532 00:30:52.570 --> 00:30:55.490 ‫تظاهر می‌کنم تحسینت می‌کنم، ‫ولی تحسینت نمی‌کنم. 533 00:30:55.620 --> 00:30:59.200 ‫اتفاقا، خوب می‌تونم باطنت رو ببینم ‫که یه بچه‌ی وابسته‌ی کوچولو هستی 534 00:30:59.320 --> 00:31:01.620 ‫با اون غرور مهارنشدنی‌ت، 535 00:31:01.740 --> 00:31:03.820 ‫آدم ساده‌لوحی که برای یه اثر ‫تقلبی رودن پول پیاده شده، 536 00:31:03.950 --> 00:31:06.160 ‫قلدری که فقط درصورتی درباره‌ی ‫خودش احساس خوبی پیدا می‌کنه 537 00:31:06.280 --> 00:31:08.660 ‫که همه جزئیات غیرمهم باشن. 538 00:31:08.780 --> 00:31:10.570 ‫فکر می‌کنی باید ‫تا ابد زندگی کنی. چرا؟ 539 00:31:10.700 --> 00:31:12.740 ‫تا بازم جلوی زن‌ها بی‌احترامی کنی 540 00:31:12.910 --> 00:31:14.570 ‫یا برای بیمارهای سرطانی ‫نقش خدا رو بازی کنی؟ 541 00:31:14.700 --> 00:31:16.490 ‫یا شایدم بخاطر این فکر ‫می‌کنی نباید هیچ‌وقت بمیری 542 00:31:16.620 --> 00:31:18.950 ‫چون یه هدیه‌ی گران‌بهاء ‫برای دنیا هستی، 543 00:31:19.070 --> 00:31:20.570 ‫که سرت با تغییر دادنش شلوغه. 544 00:31:57.910 --> 00:31:59.160 ‫چیه؟ 545 00:31:59.280 --> 00:32:00.620 ‫چی شده؟ 546 00:32:00.780 --> 00:32:04.450 ‫مامان، دوباره اونطوری شد، 547 00:32:04.570 --> 00:32:07.030 ‫درست همون اتفاق که برای ‫کک و لوسی استون افتاد. 548 00:32:07.160 --> 00:32:11.120 ‫منتها این‌دفعه من از کوره در رفتم، ‫و از قصدی این‌کارو کردم. 549 00:32:11.240 --> 00:32:13.780 ‫روآن، من نمی‌تونم اینا رو بشنوم. 550 00:32:13.910 --> 00:32:15.780 ‫باید باهاش روبرو بشم. 551 00:32:15.910 --> 00:32:17.700 ‫باید با اتفاقی که داره ‫می‌افته روبرو بشم. 552 00:32:17.820 --> 00:32:19.740 ‫من یه مرض خیلی جدی دارم. 553 00:32:21.450 --> 00:32:24.030 ‫من یه جور... یه جور... 554 00:32:24.200 --> 00:32:26.410 ‫قدرتِ هیولامانند دارم. 555 00:32:26.530 --> 00:32:27.530 ‫روآن. 556 00:32:27.620 --> 00:32:30.240 ‫روآن، من خسته‌ام. 557 00:32:30.370 --> 00:32:35.280 ‫نمی‌تونم این مزخرفات رو بشنوم. 558 00:32:35.410 --> 00:32:39.240 ‫تو هیچ قدرتی نداری. 559 00:32:43.030 --> 00:32:44.280 ‫گوش کن ببین چی میگم. 560 00:32:47.160 --> 00:32:50.780 ‫باید خودت رو جمع‌وجور کنی. 561 00:32:50.910 --> 00:32:53.870 ‫نمی‌تونی خودت رو درگیرِ ‫این افکار مریض بکنی. 562 00:32:53.990 --> 00:32:55.410 ‫خطرناکه. 563 00:32:56.990 --> 00:33:01.570 ‫و نمی‌خوام آخرین روزهای ‫زندگیم رو نگران تو باشم که 564 00:33:01.700 --> 00:33:05.570 ‫نکنه توی این توهماتِ ‫بیمارگونه مَکیده بشی. 565 00:33:08.410 --> 00:33:12.160 ‫روآن... 566 00:33:12.280 --> 00:33:14.820 ‫فقط همراه من باش. 567 00:33:14.950 --> 00:33:18.280 ‫تمام خواسته‌ام همینه. 568 00:33:18.410 --> 00:33:20.120 ‫تمام چیزی که می‌خوام همینه. 569 00:33:22.200 --> 00:33:24.950 ‫خیلی‌خب. 570 00:33:37.870 --> 00:33:40.700 ‫دیردره، پدر دافی هستم. 571 00:33:43.070 --> 00:33:46.780 ‫باید همین الان این در رو باز کنی. 572 00:34:09.030 --> 00:34:10.120 ‫پس این پسر... 573 00:34:10.240 --> 00:34:11.570 ‫پاتریک. 574 00:34:11.740 --> 00:34:14.490 ‫تماس نگرفته یا ‫بهت سر نزده؟ 575 00:34:14.620 --> 00:34:16.990 ‫نمی‌تونه سر بزنه، چون‌که مُرده. 576 00:34:19.160 --> 00:34:21.530 ‫جسدی که داشتن می‌بردن، 577 00:34:21.660 --> 00:34:23.120 ‫اون بود. 578 00:34:23.240 --> 00:34:24.530 ‫تو اینو نمی‌دونی. 579 00:34:24.660 --> 00:34:26.240 ‫می‌دونم که میگم. 580 00:34:26.410 --> 00:34:29.200 ‫خاله کارلوتا، اون کُشتش 581 00:34:29.370 --> 00:34:31.780 ‫چون پاتریک منو ‫خوشحال می‌کرد. 582 00:34:31.910 --> 00:34:33.950 ‫وقتی داشتن جسدش رو ‫می‌بردن اونم اونجا بود. 583 00:34:34.070 --> 00:34:35.570 ‫دیردره... 584 00:34:35.700 --> 00:34:38.910 ‫وقتی تو همچین قصه‌هایی سرهم ‫می‌کنی من چطور می‌تونم کمکت کنم، 585 00:34:39.030 --> 00:34:41.700 ‫یه داستان دیوانه‌وار درباره‌ی ‫خانواده‌ات که یه پسر رو کُشته؟ 586 00:34:41.820 --> 00:34:44.530 ‫من دروغ نمیگم، و خودت هم ‫می‌دونی که دروغ نمیگم. 587 00:34:48.240 --> 00:34:51.820 ‫تو از اتفاقات وحشتناکی که توی ‫این خانواده اتفاق افتاده خبر نداری... 588 00:34:51.950 --> 00:34:53.620 ‫توی این خونه. 589 00:34:55.740 --> 00:34:56.910 ‫وقتی مادرم رو از بالکون 590 00:34:56.950 --> 00:34:58.990 ‫هول دادن پایین، ‫مگه به خودت زنگ نزدن؟ 591 00:35:00.120 --> 00:35:02.030 ‫اون خودش پرید... 592 00:35:02.160 --> 00:35:04.280 ‫چون‌که درد و رنج شدیدی داشت، 593 00:35:04.410 --> 00:35:06.740 ‫خدا روحش رو بیامرزه. 594 00:35:06.870 --> 00:35:09.530 ‫و الانم من نگران روح تو هستم، 595 00:35:13.240 --> 00:35:17.240 ‫دست خودم نیست که فکر نکنم توی ‫اون مهمونی هیچی درکار نبوده، 596 00:35:17.370 --> 00:35:20.620 ‫و این اتفاق بخاطر اون مرد افتاده. 597 00:35:24.320 --> 00:35:26.160 ‫اون کتری نکرده. 598 00:35:28.620 --> 00:35:30.490 ‫دیگه از اون شب ‫به‌بعد ندیدمش. 599 00:35:35.450 --> 00:35:37.910 ‫پدر، خواهش می‌کنم، 600 00:35:38.030 --> 00:35:41.280 ‫باید از اینجا برم بیرون... 601 00:35:41.410 --> 00:35:44.200 ‫قبل از اینکه حتی ‫یه اتفاق بدتر بیفته. 602 00:35:44.320 --> 00:35:47.700 ‫خواهش می‌کنم... کمکم کن. 603 00:35:49.200 --> 00:35:53.700 ‫مطمئن‌ترین و حقیقی‌ترین کمکی ‫که من می‌شناسم از طرف خداست. 604 00:35:53.820 --> 00:35:55.700 ‫میشه حداقل باهام دعا کنی؟ 605 00:35:58.570 --> 00:36:00.320 ‫تو ازشون می‌ترسی... 606 00:36:03.490 --> 00:36:04.870 ‫مثل بقیه. 607 00:36:07.160 --> 00:36:08.620 ‫فقط برو. 608 00:36:08.740 --> 00:36:09.740 ‫برو! 609 00:37:29.870 --> 00:37:31.320 ‫عزیزم... 610 00:37:31.450 --> 00:37:32.700 ‫نه. 611 00:37:37.320 --> 00:37:38.870 ‫لشر. 612 00:37:39.030 --> 00:37:40.410 ‫می‌دونی کجا پیدام کنی. 613 00:37:48.490 --> 00:37:52.280 ‫خدای عزیزم، ‫تاریکی اینجا رو فرا گرفته. 614 00:37:53.740 --> 00:37:56.450 ‫تاریکی وجود اونو گرفته، 615 00:37:56.620 --> 00:37:59.410 ‫اون دختر زیبا و مهربان رو. 616 00:38:01.570 --> 00:38:02.990 ‫داره توش رشد می‌کنه. 617 00:38:05.620 --> 00:38:08.530 ‫نگران خودش و بچه‌ی ‫به‌دنیا نیومده‌اش هستم. 618 00:38:09.950 --> 00:38:11.910 ‫اوه، خدای عزیزم، ‫نگرانِ همه‌مون هستم. 619 00:38:15.030 --> 00:38:17.200 ‫نگرانم که ممکنه مجبور ‫باشیم چه کاری انجام بدیم. 620 00:38:33.870 --> 00:38:36.530 ‫یه دلیل خوب برای زنده‌موندن بهم بگو. 621 00:38:50.870 --> 00:38:52.490 ‫اون بچه تو راهه. 622 00:38:53.870 --> 00:38:55.740 ‫اون همه‌چیزو رو تغییر میده. 623 00:38:55.870 --> 00:38:57.490 ‫اون تا ابد زندگیت رو تغییر میده. 624 00:39:03.530 --> 00:39:04.780 ‫هیچ‌کاری نمی‌کنه. 625 00:39:06.820 --> 00:39:10.990 ‫پیش اونا گیر می‌کنه، ‫درست مثل خودم. 626 00:39:11.120 --> 00:39:13.990 ‫و تو نمی‌تونی ما رو ‫از اینجا بیرون ببری. 627 00:39:14.120 --> 00:39:16.160 ‫چرا، می‌تونم. 628 00:39:19.370 --> 00:39:21.030 ‫من از قبل متعلق به تو هستم. 629 00:39:22.870 --> 00:39:25.240 ‫اون گردنبدی که انداختی، ‫ما رو به همدیگه پیوند میده، 630 00:39:29.990 --> 00:39:31.700 ‫اوه، 631 00:39:31.820 --> 00:39:34.070 ‫ولی فقط بخاطر اینکه مادرت ‫این تصمیم رو برات گرفت. 632 00:39:36.450 --> 00:39:38.700 ‫حالا اون‌قدری بزرگ شدی که خودت ‫این تصمیم رو برای خودت بگیری... 633 00:39:40.370 --> 00:39:42.490 ‫که با اراده‌ی خودت با ‫من پیوند بخوری یا نه. 634 00:39:44.780 --> 00:39:46.660 ‫پس درش بیار. 635 00:39:54.570 --> 00:39:56.200 ‫و منم بهت نشون میدم. 636 00:39:59.160 --> 00:40:00.910 ‫بهت نشون میدم من ‫واقعا کی هستم. 637 00:40:03.120 --> 00:40:06.570 ‫و اگه اون‌قدری قوی باشی ‫که باهاش روبرو بشی... 638 00:40:06.700 --> 00:40:09.820 ‫کاملا متعلق به تو میشم، 639 00:40:09.950 --> 00:40:11.700 ‫گوش به فرمان تو. 640 00:40:15.530 --> 00:40:17.490 ‫می‌خوای ببینی من واقعا کی هستم؟ 641 00:40:21.410 --> 00:40:23.120 ‫آره. 642 00:40:26.910 --> 00:40:28.780 ‫من همه هستم. 643 00:40:30.530 --> 00:40:32.370 ‫من هیچ‌کس نیستم. 644 00:40:34.530 --> 00:40:36.160 ‫من یه قدّیس هستم. 645 00:40:36.280 --> 00:40:38.280 ‫من یه شیطان هستم. 646 00:40:42.320 --> 00:40:45.070 ‫منو می‌پذیری، دیردره؟ 647 00:40:45.200 --> 00:40:47.950 ‫منو می‌پذیری که تا ابد ‫متعلق به تو باشم؟ 648 00:41:06.870 --> 00:41:08.490 ‫تو الان ساحره‌ی من هستی. 649 00:41:28.030 --> 00:41:29.870 ‫بادا خدایی که گناهات رو می‌بخشه 650 00:41:29.990 --> 00:41:33.030 ‫نجاتت بده و بزرگت کنه. 651 00:41:40.240 --> 00:41:42.490 ‫خیلی دلم می‌خواست نجاتش بدم. 652 00:41:42.620 --> 00:41:44.570 ‫البته که دلت می‌خواست، 653 00:41:44.700 --> 00:41:46.780 ‫ولی این چیزها دستِ ما نیست. 654 00:41:46.910 --> 00:41:48.570 ‫دستِ خداست. 655 00:41:48.700 --> 00:41:50.530 ‫کاری که تو کردی 656 00:41:50.660 --> 00:41:53.200 ‫این بود که با تمام قلبت ‫به مادرت عشق ورزیدی. 657 00:41:53.240 --> 00:41:54.160 ‫نه! کارلوتا! 658 00:41:54.280 --> 00:41:56.160 ‫نه! برش گردون! 659 00:41:56.280 --> 00:41:57.320 ‫نه! 660 00:41:57.450 --> 00:41:59.740 ‫کارلوتا، نه! 661 00:42:45.870 --> 00:42:47.410 ‫قوانین از این قرارن. 662 00:42:47.530 --> 00:42:49.570 ‫اسمت رو عوض می‌کنی. 663 00:42:49.700 --> 00:42:51.780 ‫دیگه میفیر نخواهی بود. 664 00:42:51.910 --> 00:42:54.030 ‫دیگه هیچ‌وقت اینجا برنمی‌گردی. 665 00:42:54.160 --> 00:42:55.780 ‫هیچ‌وقت تماس نمی‌گیری. 666 00:42:55.910 --> 00:42:58.450 ‫و از همه‌ مهم‌تر، 667 00:42:58.570 --> 00:43:02.070 ‫این بچه هرگز و هیچ‌وقت ‫نباید بفهمه کیه. 668 00:43:02.950 --> 00:43:06.160 ‫اون‌وقت برای خودش و برای ‫این خانواده خیلی خطرناک میشه. 669 00:43:06.280 --> 00:43:08.410 ‫هرطور شما بگی، خاله کارلوتا. 670 00:43:14.620 --> 00:43:15.620 ‫اسمش چیه؟ 671 00:43:19.570 --> 00:43:23.620 ‫دیردره می‌خواست ‫اسمش رو بذاره... روآن. 672 00:43:33.530 --> 00:43:35.280 ‫روآن. 673 00:43:37.120 --> 00:43:38.870 ‫سلام. 674 00:43:51.910 --> 00:43:54.320 ‫قلبش نارس بود. 675 00:43:54.450 --> 00:43:57.490 ‫دکتر گفت امکان نداشت زنده بمونه. 676 00:43:57.620 --> 00:44:00.870 ‫قراره بیاد بهت یه آمپول ‫بزنه و کمکت کنه بخوابی. 677 00:44:10.780 --> 00:44:13.280 ‫طفلکی. 678 00:44:13.450 --> 00:44:14.950 ‫داشتی سعی می‌کردی ‫اینو دربیاری؟ 679 00:44:39.240 --> 00:44:40.820 ‫بفرما. 680 00:44:46.820 --> 00:44:48.160 ‫من و تو... 681 00:44:57.030 --> 00:44:58.740 ‫قراره یه رازی رو سهیم بشیم. 682 00:45:03.370 --> 00:45:06.410 ‫امروز بهت کلرپرومازین تزریق نمی‌کنم. 683 00:45:06.530 --> 00:45:09.160 ‫و فردا هم بهت تزریق نمی‌کنم. 684 00:45:09.280 --> 00:45:11.820 ‫ولی هر روز میام، 685 00:45:11.950 --> 00:45:14.200 ‫چون چیزی که واقعا می‌خوام اینه که 686 00:45:14.320 --> 00:45:17.570 ‫بدونم تو بدون داروها کی هستی. 687 00:45:17.700 --> 00:45:22.280 ‫می‌خوام بدونم دیردره میفیر واقعا کیه. 688 00:45:29.990 --> 00:45:33.160 ‫لشر حرکت کرده. 689 00:45:33.280 --> 00:45:35.160 ‫باید زنگ بزنم مادر روآن فیلدینگ. 690 00:47:09.160 --> 00:47:11.160 ‫از دنیل لملی برام بگو. 691 00:47:11.320 --> 00:47:13.860 ‫مرگ اون هیچ ربطی به من نداشت. 692 00:47:13.990 --> 00:47:16.030 ‫حالت خوبه؟ 693 00:47:17.990 --> 00:47:19.320 ‫روآن. 694 00:47:19.450 --> 00:47:21.110 ‫اون باید بفهمه کیه. 695 00:47:21.240 --> 00:47:22.910 ‫فقط برای اینکه از خودش محافظت کنه. 696 00:47:23.070 --> 00:47:26.240 ‫من زمانی بهت قول دادم ‫که زندگیت تغییر ‌کنه. 697 00:47:26.360 --> 00:47:28.280 ‫اون تغییر توی راهه، عشق من. 698 00:47:28.410 --> 00:47:32.360 ‫اون به تو پیوند خورده، همونطور ‫که به مادرت پیوند خورده. 699 00:47:32.490 --> 00:47:34.490 ‫- ازش می‌ترسی؟ ‫- نباید بترسم؟ 700 00:47:34.610 --> 00:47:38.990 ‫هر زنی که با شیطان معامله ‫می‌کنه سوزونده میشه! 701 00:47:40.780 --> 00:47:44.740 ‫وقتی بیان سراغ‌مون، باید ‫در کنار همدیگه بایستیم. 702 00:47:45.030 --> 00:47:45.860 ‫ما قدرت واقعی رو داریم. 703 00:47:46.160 --> 00:47:48.490 ‫اگه می‌خوای این جواب بده، ‫باید مثل یه میفیر رفتار کنی. 704 00:47:48.490 --> 00:47:49.780 ‫یه اتفاقی داره می‌افته! 705 00:47:53.070 --> 00:47:54.700 ‫داره میاد! ادامه بدید! 706 00:47:58.030 --> 00:48:01.700 ‫برای اولین‌بار توی زندگیم ‫می‌دونم من کی هستم.